كانون نويسندگان ايران

 

 

 

 

 

 

خبرنامه‌ي (داخلي)

 

كانون نويسندگان ايران

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

دوستان و يارانِ هم‌قلم!

با پرداختِ به موقعِ حقِ عضويتِ خود مسئولانِ ماليِ كانون را در انجامِ وظايف‌شان ياري دهيد. دوستان مي‌توانند مبلغِ حقِ عضويتِ خود را به حسابِ جاري شماره‌ي 23529238، بانكِ‌ تجارت، شعبه‌ي شهيد باقري به نام علي‌اشرف درويشيان و حافظ موسوي واريز كنند. اين مبلغ در همه‌ي شعبه‌هاي بانك‌ِ تجارت قابلِ پرداخت است. در ضمن لطفا اصل يا فتوكپيِ فيشِ بانكي را به صندوق‌دارِ كانون تحويل دهيد و رسيد دريافت كنيد..

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

به جاي مقدمه

 

 

دوستان و اعضاء كانون نويسندگان ايران

    يقيناً همگان از فراز و فرودهاي پيش آمده در روند فعاليت‌هاي اين تشكل صنفي- فرهنگي بي‌خبر نمانده‌ايد. بعد از ممانعت‌هاي متعدد و عدم توفيق در برگزاري مجمع عمومي- در دو مرحله- نشست‌هاي ماهيانه‌ي جمع مشورتي در محل پكا را نيز از دست داده و لاجرم فعاليت‌هاي طبيعي هيئت دبيران با كاستي‌ها و بُن‌بست‌هاي گوناگوني مواجه شد، از آن جمله: تأخير در تهيه و نشر «خبرنامه» بوده كه خود مولود همين شدايد به شمار مي‌رود.

باري با نشر اين شماره از خبرنامه پاييز 1383- يقيناً دبيران بازمانده با همياري شما و كميته تداركات، وظايف خود را در چهارچوب اساسنامه به سرمنزلِ لازم خواهند رساند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

پاره‌اي از اطلاعيه‌ها و بيانيه‌هاي كانون نويسندگان ايران

1383-1381

 

به علت تراكم و حجم مطالب در اين بخش، تنها به انعكاس پاره‌اي از اطلاعيه‌ها و بيانيه‌هاي كانون نويسندگان ايران قناعت كرده‌ايم. از سال 1381 تا 1383 كانون مثل هميشه- شدايد و مصائب بسياري از سرگذراند:

1- ممانعت از تشكيل مجمع عمومي ساليانه

2- محروميت از تشكيل جمع مشورتي- ماهيانه

3- بازداشت و زندان تني چند از اعضا كانون: ناصر زرافشان، عليرضا جباري، محمد خليلي، نصرت مهرگان، محسن حكيمي

4- احضار شيرين عبادي، سيدعلي صالحي و جواد مجابي به دادگاه

5- تأخير در نشرنامه كانون نويسندگان ايران. شماره 3

6- احضار پنج‌تن از دبيران كانون (سيمين بهبهاني، سيدعلي صالحي، عباس مخبر، جاهد جهان‌شاهي و اميرحسن چهل‌تن) به وزارت اطلاعات و لغو مجمع عمومي كانون نويسندگان ايران (براي دومين بار) و ...

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

انجمن جهاني قلم

نويسنده گرامي آقاي آرتور ميلر

 

سومين سال زنداني شدن دكتر ناصر زرافشان عضو برجسته‌ي كانون نويسندگان ايران، وكيل شماري از اولياي دم قتل‌هاي سياسي نويسندگان و آزاديخواهان و دگرانديشان و برنده‌ي جايزه پن جهاني و عضو افتخاري آن انجمن آغاز شده است.

عليرضا جباري عضو ديگر كانون نويسندگان ايران نيز بيش از يك‌سال و نيم است كه به دليل عقايد خود در يك مصاحبه زنداني شده است.

ناصر زرافشان به همراه شمار زيادي از زندانيان آزاديخواه به اعتراض از فضاي نامساعد برنامه‌ريزي شده‌ي داخل زندان در اعتصاب غذا به سر مي‌برند.

اتهام ناصر زرفشان دفاع صلح‌آميز و منطقي از آزادي انديشه و بيان و پيگيري جدي پرونده قتل‌هاي زنجيره‌اي است.

عليرضا جباري نيز صرفاً به دليل اظهار آزادانه عقايد خود در زندان است. شرايط دادگاه‌ها و نحوه دادرسي و حكم صادر شده درباره اين دو به هيچ وجه مطابق با اصول عدل و انصاف نبوده است.

كانون نويسندگان ايران با بيش از سي‌وهفت‌ سال سابقه فعاليت در راه آزادي انديشه و بيان و قلم و با برخورداري از اعتبار ملي و حمايت آزاديخواهان جهان پيوسته مدافع آزادي و مخالف مميزي و خفقان بوده است و اكنون يك بار ديگر صداي خود را براي جلب توجه نويسندگان آزاده جهان به گوش جهانيان مي‌رساند و خواستار آزادي نويسندگان و آزاديخواهان ايراني در بند است.

 

از توجه و محبت همه آزاديخواهان جهان

 به ويژه انجمن جهاني پن سپاسگزاريم

 

با بهترين آرزوها

كانون نويسندگان ايران

 

 

 

 

 

 

 

نويسندگان آزاده‌ي ايران و جهان!

 

سومين سال زنداني شدن دكتر ناصر زرافشان عضو برجسته‌ي كانون نويسندگان ايران و برنده‌ي جايزه پن جهاني و عضو افتخاري آن انجمن، وكيل شماري از اولياي دم قتل‌هاي سياسي نويسندگان و آزاديخواهان و دگرانديشان آغاز شده است.

عليرضا جباري عضو ديگر كانون نويسندگان ايران نيز بيش از يك سال و نيم است كه به دليل ابراز عقايد خود در يك مصاحبه اينترنتي، زنداني شده است.

اتهام ناصر زرافشان دفاع صلح‌آميز و منطقي از آزادي انديشه و بيان و پيگيري جدي پرونده قتل‌هاي زنجيره‌اي است.

عليرضا جباري نيز صرفاً به دليل اظهار آزادانه عقايد خود در زندان است. شرايط دادگاه‌ها و نحوه دادرسي و حكم صادر شده درباره اين دو به هيچ وجه مطابق با اصول عدل و انصاف نبوده است.

كانون نويسندگان ايران با بيش از سي‌وهفت سال سابقه فعاليت در راه آزادي انديشه و بيان و قلم و با برخورداري از اعتبار ملي و حمايت آزاديخواهان جهان پيوسته مدافع آزادي و مخالف مميزي و خفقان بوده است و اكنون يك بار ديگر صداي خود را براي جلب توجه نويسندگان آزاده جهان به گوش جهانيان مي‌رساند و خواستار آزادي نويسندگان و آزاديخواهان ايراني در بند است.

 

با بهترين آرزوها

كانون نويسندگان ايران

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

كانون نويسندگان ايران

 

بعدازظهرِ روزِ جمعه اولِ آذرماه،‌ پس از گذشتِ چهار سال از كشتار آزاديخواهان و نويسندگان كشورمان بارِ ديگر ديديم كه هر سال بيش از سالِ پيش خون در رگ هم‌وطنان جوش مي‌زند و هر سال فريادها رساتر مي‌شود.

مردم در اين جوش‌وخروش چه مي‌خواستند. آنچه بيشتر به گوش‌ها مي‌رسيد طلبِ‌ برقراريِ‌ آزادي و عدالت و برخورداري از قضاوت درست بود كه حق طبيعي هر انساني است.

فريادِ ما نيز در آن ميان طنيني داشت كه ميثاق و پيوند ما را با هم‌وطنان‌مان استوار مي‌كرد. آبشخورِ قلم ما محدوده‌ي رنج و راحت انسان است و ما پرورده‌يِ اين محدوده‌ايم و از آن گزيرمان نيست.

اينك بار ديگر هم‌صدا با هم‌وطنان بازتابِ فريادِ خود را بر صفحه‌ي كاغذ رقم مي‌زنيم و بر خواسته‌‌يِ آنان صحه مي‌گذاريم كه چنين است:

1- روشن شدن كامل زواياي پرونده‌ي «قتل‌هاي زنجيره‌اي».

2- آزادي ناصر زرافشان وكيل اين پرونده و عضو كانون نويسندگان ايران.

3- آزادي هاشم آقاجري استاد دانشگاه كه به اتهام اظهار انديشه و عقيده به مرگ محكوم شده است.

4- آزادي حسن يوسفي اشكوري خطيب و مدرس كه او نيز به سبب بيان عقايد ديري است در زندان به سر مي‌برد.

5- آزادي نويسندگان و روزنامه‌نگاراني كه به سبب نوشته‌هاشان گرفتار شده‌اند.

6- آزادي دانشجوياني كه به سبب پشتيباني از آزادي انديشه و بيان مدت‌هاست كه در زندان‌اند.

 

كانون نويسندگان ايران

آذر 1381

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

اطلاعيه‌ي كانون نويسندگان ايران

به مناسبت عدم برگزاري چهارمين مجمع‌ِ عمومي

 

گامي كه برداشته‌ايم هرگز متوقف نخواهد شد!

كانون نويسندگان ايران به اطلاع فرهنگ‌مداران و نويسندگان مي‌رساند كه چهارمين مجمع عمومي سالانه‌اش به علت عدم صدور مجوز در تاريخ 21/9/81 برگزار نشد.

دبيرانِ كانون براي برگزاري اين مجمع همه‌ي اقدامات لازم را به انجام رسانيدند اما مقامات مربوط با برپايي آن موافقت نكردند. جاي تأسف است كه دست‌اندركاران هنوز نمي‌توانند بپذيرند كه آزادي انديشه و بيان حق مسلم نويسنده است و معمول‌ترين گردهمايي را كه براي انجام امور صنفي-فرهنگي او لازم است از او دريغ مي‌دارند.

از آنچه اتفاق افتاد احساس نوميدي نمي‌كنيم؛ چشمان ما هميشه آينده را مي‌نگرد و راهي را كه در پيش گرفته‌ايم همچنان ادامه خواهيم داد تا آيندگان در جاده‌ي هموارتري گام بردارند.

به اطلاع اعضا مي‌رسانيم براي تشكيل چهارمين مجمع عمومي و برگزاري انتخابات به تلاش‌هاي خود ادامه خواهيم داد.

هيأت دبيران كانون نويسندگان ايران

26/9/81

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

اطلاعيه‌ي كانون نويسندگان ايران

به مناسبت صدمين روز بازداشت ناصر زرافشان

 

داد از كه بايد خواست؟

نويسندگان را كه با آمار و ارقام الفتي نيست؛ اما حافظه‌ي حساس ما چندان گنجاي ضبط حوادث هست كه فراموش نكنيم شمار كشتگان و زود مردگان و دست به خود گشودگان و پاي از وطن كشيدگان ما بيش از ماندگان است و ماندگان هم به اين سودا مانده‌اند كه راهي بنمايند و گرهي بگشايند.

دريغ كه نيت خير ما را درنمي‌يابند و بي‌گناه‌ترين را به تهمت گناه مي‌كشند يا به زندان مي‌كشند.

نزديك به صد روز از بازداشت آقاي ناصر زرافشان، يكي از وكلاي پرونده‌ي قتل‌هاي سياسي سال 77 و عضو كانون نويسندگان ايران مي‌گذرد. ارتباط بازداشت او با موضوع وكالتش روشن‌تر از آفتاب است.

همچنين از چند ماه پيش تاكنون،‌ ابتدا خانم شيرين عبادي احضار شد، سپس آقاي فريبرز رئيس‌دانا، ديگر عضو كانون، نخست به كلانتري و بعد به مجمع قضايي جلب شد. دو تن از اعضاي هيأت دبيران كانون، آقاي جواد مجابي و آقاي سيدعلي صالحي نيز هر يك چند بار و با فواصل كوتاه به مراكز قضايي احضار شده و مورد بازجويي قرار گرفته‌اند كه هنوز هم ادامه دارد و پايان اين احضارها نامعلوم است. هجوم به خانه‌ي آقاي ناصر وحدتي، منشي كانون، و ضبط و انتقال صورت جلسات كانون نيز داستاني نه تازه است.

تعطيل قريب به هشتاد و سه نشريه طي سي ماه اخير و احضار و جلب و در بند كردن روزنامه‌نگاران و نويسندگان بي‌ترديد ضربتي شديد بر پيكر فرهنگ معاصر است.

اين نخستين بار نيست كه مطبوعات توقيف مي‌شوند و دفترها دستخوش غارت و آتش‌سوزي و قفل و مهر سربي مي‌شود.

تاكنون، نامه‌اي براي وزارت ارشاد و نامه‌اي براي كميسيون اصل نود مجلس شوراي اسلامي و بيانيه‌هايي براي مقامات ذي‌ربط فرستاده و منتشر كرده‌ايم كه همچنان بي‌پاسخ مانده‌اند.

قتل‌هاي موسوم به زنجيره‌اي كه دربرگيرنده‌ي شماري از نويسندگان و دو تن از اعضاي عزيز كانون نويسندگان، محمد مختاري و محمدجعفر پوينده، نيز بوده است، از يادها نخواهد رفت و سختگيري‌هاي اخير هم بعيد نيست كه مقدمه‌اي براي تجديد فجايع گذشته باشد.

بارها گفته‌ايم كه حزب سياسي نيستيم و جز وفاداري به منشور كانون كه خواستار دفاع از آزادي انديشه و بيان و مخالفت با سانسور است هدفي نداريم. به حكم همين هدف خواهان رفع توقيف از آقاي ناصر زرافشان و استقرار آرامش و امنيت نويسندگان و حفظ حريم مطبوعات هستيم. از جان خود باك نداريم،‌ اما از خواري قلم بيزاريم.

كانون نويسندگان ايران

 

بيانيه‌ي كانون نويسندگان ايران

به مناسبت بازداشت عليرضا جباري

 

رياست محترم قوه‌ي قضائيه!

به اين وسيله به اطلاع مي‌رساند كه آقاي عليرضا جباري،‌ مترجم باسابقه و عضو كانون نويسندگان ايران، روز شنبه 7/10/1381 در محل كارش توسط سه نفر لباس شخصي جلب و در پي تفتيش منزل به جاي نامعلومي منتقل شده است.

از آن‌جا كه خانواده‌ي آقاي جباري تا به امروز هيچ اطلاعي از وضعيت وي ندارد، كانون نويسندگان بي‌اندازه نگران سلامت ايشان است. از مقامات مربوطه مي‌خواهيم ضمن روشن كردن وضعيت او با اطلاع‌رساني صحيح و صريح و برخورد قانوني جامعه‌ي فرهنگي را هرچه زودتر از نگراني برهاند.

كانون نويسندگان ايران

10/10/1381

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

اطلاعيه‌ي كانون نويسندگان ايران

به مناسبت بازداشت محمد خليلي

 

در پي بازداشت و خلاصي عليرضا جباري و سپس احضار حسن اصغري به يكي از اماكن قضائي، با خبر شديم روز يك‌شنبه 4/12/81 محمد خليلي، شاعر و عضو قديمي كانون نويسندگان ايران، در منزل خود توقيف شد. از آن‌جا كه كانون نويسندگان ايران مدافع آزادي انديشه، بيان و قلم بوده و خواهان حفظ امنيت شغلي و اجتماعي اعضاي خود است، نسبت به دستگيري محمد خليلي ابراز نگراني مي‌كند و خواستار آزادي هرچه سريع‌تر اوست.

همان‌طور كه بارها گفته‌ايم ايجاد محدوديت‌ها و ادامه‌ي آنها بي‌حاصل است و ما را از پي‌گيري اهداف صنفي- فرهنگي خود بازنمي‌دارد.

 

كانون نويسندگان ايران

13/12/81

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

به سانسور و محاكمات فرهنگي پايان دهيد

 

در روزهاي اخير شاهد اعمال فشارهاي تازه‌اي بر عرصه‌ي فرهنگ و نشر بوده‌ايم. آقاي جعفر همايي (ناشر)، خانم مليحه مغازه‌اي (مترجم) و خانم سام‌گيس (روزنامه‌نگار) به جرم نشر مطالبي كه مجوز رسمي انتشار از وزارت ارشاد داشته است محاكمه و محكوم شده‌اند. كانون نويسندگان ايران اين قبيل برخوردها را محكوم مي‌كند و خواستار رفع اين تضييقات است.

به‌علاوه،‌ آنچه اسباب نگراني بيشتر اهل قلم را فراهم آورده است مخالفت با پيوستن به كنوانسيون منع شكنجه است. شكنجه بزرگ‌ترين عامل ايجاد ترس و وحشت است و بيش از هر عامل ديگري آزادي انديشه و بيان و قلم را به مخاطره مي‌افكند. ما نويسندگان پيوستن به اين كنوانسيون را كه ضامن حداقل حقوق انساني شهروندان و زمينه‌ساز آفرينش فرهنگي با امنيت‌خاطر بيشتر است خجسته مي‌شماريم و تصويب آن را از مقامات ذي‌ربط طلب مي‌كنيم.

 

كانون نويسندگان ايران

1/6/1382

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

اطلاعيه‌ي كانون نويسندگان ايران

درباره‌ي بازداشت بهزاد زرين‌پور

 

بهزاد زرين‌پور شاعر، روزنامه‌نگار و عضو كانون نويسندگان ايران قريب دو هفته است كه در بازداشت به سر مي‌ برد و خانواده‌اش از علت دستگيري و محل نگهداري او بي‌اطلاع‌اند.

كانون نويسندگان ايران ضمن ابراز نگراني از سرنوشت اين نويسنده از مسئولان ذي‌ربط اكيداً مي‌خواهد كه حقوق انساني و قانوني ايشان را رعايت كنند.

كانون ناگزير از تكرار اين واقعيت است كه زندان جاي نويسندگان نيست. مايه‌ي تأسف است كه انتشار بيانيه‌هاي پياپي در مورد اعمال فشار بر نويسندگان يا زنداني‌ شدن آنها دل‌مشغولي عمده‌ي اهل فرهنگ اين كشور شده است.

 

كانون نويسندگان ايران

1/7/82

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

اطلاعيه كانون نويسندگان ايران

درباره عدم تشكيل مجمع عمومي

 

در پي ممانعت از 