كانون نويسندگان ايران

 

 

 

 

 

 

خبرنامه‌ي (داخلي)

 

كانون نويسندگان ايران

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

دوستان و يارانِ هم‌قلم!

با پرداختِ به موقعِ حقِ عضويتِ خود مسئولانِ ماليِ كانون را در انجامِ وظايف‌شان ياري دهيد. دوستان مي‌توانند مبلغِ حقِ عضويتِ خود را به حسابِ جاري شماره‌ي 23529238، بانكِ‌ تجارت، شعبه‌ي شهيد باقري به نام علي‌اشرف درويشيان و حافظ موسوي واريز كنند. اين مبلغ در همه‌ي شعبه‌هاي بانك‌ِ تجارت قابلِ پرداخت است. در ضمن لطفا اصل يا فتوكپيِ فيشِ بانكي را به صندوق‌دارِ كانون تحويل دهيد و رسيد دريافت كنيد..

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

به جاي مقدمه

 

 

دوستان و اعضاء كانون نويسندگان ايران

    يقيناً همگان از فراز و فرودهاي پيش آمده در روند فعاليت‌هاي اين تشكل صنفي- فرهنگي بي‌خبر نمانده‌ايد. بعد از ممانعت‌هاي متعدد و عدم توفيق در برگزاري مجمع عمومي- در دو مرحله- نشست‌هاي ماهيانه‌ي جمع مشورتي در محل پكا را نيز از دست داده و لاجرم فعاليت‌هاي طبيعي هيئت دبيران با كاستي‌ها و بُن‌بست‌هاي گوناگوني مواجه شد، از آن جمله: تأخير در تهيه و نشر «خبرنامه» بوده كه خود مولود همين شدايد به شمار مي‌رود.

باري با نشر اين شماره از خبرنامه پاييز 1383- يقيناً دبيران بازمانده با همياري شما و كميته تداركات، وظايف خود را در چهارچوب اساسنامه به سرمنزلِ لازم خواهند رساند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

پاره‌اي از اطلاعيه‌ها و بيانيه‌هاي كانون نويسندگان ايران

1383-1381

 

به علت تراكم و حجم مطالب در اين بخش، تنها به انعكاس پاره‌اي از اطلاعيه‌ها و بيانيه‌هاي كانون نويسندگان ايران قناعت كرده‌ايم. از سال 1381 تا 1383 كانون مثل هميشه- شدايد و مصائب بسياري از سرگذراند:

1- ممانعت از تشكيل مجمع عمومي ساليانه

2- محروميت از تشكيل جمع مشورتي- ماهيانه

3- بازداشت و زندان تني چند از اعضا كانون: ناصر زرافشان، عليرضا جباري، محمد خليلي، نصرت مهرگان، محسن حكيمي

4- احضار شيرين عبادي، سيدعلي صالحي و جواد مجابي به دادگاه

5- تأخير در نشرنامه كانون نويسندگان ايران. شماره 3

6- احضار پنج‌تن از دبيران كانون (سيمين بهبهاني، سيدعلي صالحي، عباس مخبر، جاهد جهان‌شاهي و اميرحسن چهل‌تن) به وزارت اطلاعات و لغو مجمع عمومي كانون نويسندگان ايران (براي دومين بار) و ...

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

انجمن جهاني قلم

نويسنده گرامي آقاي آرتور ميلر

 

سومين سال زنداني شدن دكتر ناصر زرافشان عضو برجسته‌ي كانون نويسندگان ايران، وكيل شماري از اولياي دم قتل‌هاي سياسي نويسندگان و آزاديخواهان و دگرانديشان و برنده‌ي جايزه پن جهاني و عضو افتخاري آن انجمن آغاز شده است.

عليرضا جباري عضو ديگر كانون نويسندگان ايران نيز بيش از يك‌سال و نيم است كه به دليل عقايد خود در يك مصاحبه زنداني شده است.

ناصر زرافشان به همراه شمار زيادي از زندانيان آزاديخواه به اعتراض از فضاي نامساعد برنامه‌ريزي شده‌ي داخل زندان در اعتصاب غذا به سر مي‌برند.

اتهام ناصر زرفشان دفاع صلح‌آميز و منطقي از آزادي انديشه و بيان و پيگيري جدي پرونده قتل‌هاي زنجيره‌اي است.

عليرضا جباري نيز صرفاً به دليل اظهار آزادانه عقايد خود در زندان است. شرايط دادگاه‌ها و نحوه دادرسي و حكم صادر شده درباره اين دو به هيچ وجه مطابق با اصول عدل و انصاف نبوده است.

كانون نويسندگان ايران با بيش از سي‌وهفت‌ سال سابقه فعاليت در راه آزادي انديشه و بيان و قلم و با برخورداري از اعتبار ملي و حمايت آزاديخواهان جهان پيوسته مدافع آزادي و مخالف مميزي و خفقان بوده است و اكنون يك بار ديگر صداي خود را براي جلب توجه نويسندگان آزاده جهان به گوش جهانيان مي‌رساند و خواستار آزادي نويسندگان و آزاديخواهان ايراني در بند است.

 

از توجه و محبت همه آزاديخواهان جهان

 به ويژه انجمن جهاني پن سپاسگزاريم

 

با بهترين آرزوها

كانون نويسندگان ايران

 

 

 

 

 

 

 

نويسندگان آزاده‌ي ايران و جهان!

 

سومين سال زنداني شدن دكتر ناصر زرافشان عضو برجسته‌ي كانون نويسندگان ايران و برنده‌ي جايزه پن جهاني و عضو افتخاري آن انجمن، وكيل شماري از اولياي دم قتل‌هاي سياسي نويسندگان و آزاديخواهان و دگرانديشان آغاز شده است.

عليرضا جباري عضو ديگر كانون نويسندگان ايران نيز بيش از يك سال و نيم است كه به دليل ابراز عقايد خود در يك مصاحبه اينترنتي، زنداني شده است.

اتهام ناصر زرافشان دفاع صلح‌آميز و منطقي از آزادي انديشه و بيان و پيگيري جدي پرونده قتل‌هاي زنجيره‌اي است.

عليرضا جباري نيز صرفاً به دليل اظهار آزادانه عقايد خود در زندان است. شرايط دادگاه‌ها و نحوه دادرسي و حكم صادر شده درباره اين دو به هيچ وجه مطابق با اصول عدل و انصاف نبوده است.

كانون نويسندگان ايران با بيش از سي‌وهفت سال سابقه فعاليت در راه آزادي انديشه و بيان و قلم و با برخورداري از اعتبار ملي و حمايت آزاديخواهان جهان پيوسته مدافع آزادي و مخالف مميزي و خفقان بوده است و اكنون يك بار ديگر صداي خود را براي جلب توجه نويسندگان آزاده جهان به گوش جهانيان مي‌رساند و خواستار آزادي نويسندگان و آزاديخواهان ايراني در بند است.

 

با بهترين آرزوها

كانون نويسندگان ايران

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

كانون نويسندگان ايران

 

بعدازظهرِ روزِ جمعه اولِ آذرماه،‌ پس از گذشتِ چهار سال از كشتار آزاديخواهان و نويسندگان كشورمان بارِ ديگر ديديم كه هر سال بيش از سالِ پيش خون در رگ هم‌وطنان جوش مي‌زند و هر سال فريادها رساتر مي‌شود.

مردم در اين جوش‌وخروش چه مي‌خواستند. آنچه بيشتر به گوش‌ها مي‌رسيد طلبِ‌ برقراريِ‌ آزادي و عدالت و برخورداري از قضاوت درست بود كه حق طبيعي هر انساني است.

فريادِ ما نيز در آن ميان طنيني داشت كه ميثاق و پيوند ما را با هم‌وطنان‌مان استوار مي‌كرد. آبشخورِ قلم ما محدوده‌ي رنج و راحت انسان است و ما پرورده‌يِ اين محدوده‌ايم و از آن گزيرمان نيست.

اينك بار ديگر هم‌صدا با هم‌وطنان بازتابِ فريادِ خود را بر صفحه‌ي كاغذ رقم مي‌زنيم و بر خواسته‌‌يِ آنان صحه مي‌گذاريم كه چنين است:

1- روشن شدن كامل زواياي پرونده‌ي «قتل‌هاي زنجيره‌اي».

2- آزادي ناصر زرافشان وكيل اين پرونده و عضو كانون نويسندگان ايران.

3- آزادي هاشم آقاجري استاد دانشگاه كه به اتهام اظهار انديشه و عقيده به مرگ محكوم شده است.

4- آزادي حسن يوسفي اشكوري خطيب و مدرس كه او نيز به سبب بيان عقايد ديري است در زندان به سر مي‌برد.

5- آزادي نويسندگان و روزنامه‌نگاراني كه به سبب نوشته‌هاشان گرفتار شده‌اند.

6- آزادي دانشجوياني كه به سبب پشتيباني از آزادي انديشه و بيان مدت‌هاست كه در زندان‌اند.

 

كانون نويسندگان ايران

آذر 1381

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

اطلاعيه‌ي كانون نويسندگان ايران

به مناسبت عدم برگزاري چهارمين مجمع‌ِ عمومي

 

گامي كه برداشته‌ايم هرگز متوقف نخواهد شد!

كانون نويسندگان ايران به اطلاع فرهنگ‌مداران و نويسندگان مي‌رساند كه چهارمين مجمع عمومي سالانه‌اش به علت عدم صدور مجوز در تاريخ 21/9/81 برگزار نشد.

دبيرانِ كانون براي برگزاري اين مجمع همه‌ي اقدامات لازم را به انجام رسانيدند اما مقامات مربوط با برپايي آن موافقت نكردند. جاي تأسف است كه دست‌اندركاران هنوز نمي‌توانند بپذيرند كه آزادي انديشه و بيان حق مسلم نويسنده است و معمول‌ترين گردهمايي را كه براي انجام امور صنفي-فرهنگي او لازم است از او دريغ مي‌دارند.

از آنچه اتفاق افتاد احساس نوميدي نمي‌كنيم؛ چشمان ما هميشه آينده را مي‌نگرد و راهي را كه در پيش گرفته‌ايم همچنان ادامه خواهيم داد تا آيندگان در جاده‌ي هموارتري گام بردارند.

به اطلاع اعضا مي‌رسانيم براي تشكيل چهارمين مجمع عمومي و برگزاري انتخابات به تلاش‌هاي خود ادامه خواهيم داد.

هيأت دبيران كانون نويسندگان ايران

26/9/81

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

اطلاعيه‌ي كانون نويسندگان ايران

به مناسبت صدمين روز بازداشت ناصر زرافشان

 

داد از كه بايد خواست؟

نويسندگان را كه با آمار و ارقام الفتي نيست؛ اما حافظه‌ي حساس ما چندان گنجاي ضبط حوادث هست كه فراموش نكنيم شمار كشتگان و زود مردگان و دست به خود گشودگان و پاي از وطن كشيدگان ما بيش از ماندگان است و ماندگان هم به اين سودا مانده‌اند كه راهي بنمايند و گرهي بگشايند.

دريغ كه نيت خير ما را درنمي‌يابند و بي‌گناه‌ترين را به تهمت گناه مي‌كشند يا به زندان مي‌كشند.

نزديك به صد روز از بازداشت آقاي ناصر زرافشان، يكي از وكلاي پرونده‌ي قتل‌هاي سياسي سال 77 و عضو كانون نويسندگان ايران مي‌گذرد. ارتباط بازداشت او با موضوع وكالتش روشن‌تر از آفتاب است.

همچنين از چند ماه پيش تاكنون،‌ ابتدا خانم شيرين عبادي احضار شد، سپس آقاي فريبرز رئيس‌دانا، ديگر عضو كانون، نخست به كلانتري و بعد به مجمع قضايي جلب شد. دو تن از اعضاي هيأت دبيران كانون، آقاي جواد مجابي و آقاي سيدعلي صالحي نيز هر يك چند بار و با فواصل كوتاه به مراكز قضايي احضار شده و مورد بازجويي قرار گرفته‌اند كه هنوز هم ادامه دارد و پايان اين احضارها نامعلوم است. هجوم به خانه‌ي آقاي ناصر وحدتي، منشي كانون، و ضبط و انتقال صورت جلسات كانون نيز داستاني نه تازه است.

تعطيل قريب به هشتاد و سه نشريه طي سي ماه اخير و احضار و جلب و در بند كردن روزنامه‌نگاران و نويسندگان بي‌ترديد ضربتي شديد بر پيكر فرهنگ معاصر است.

اين نخستين بار نيست كه مطبوعات توقيف مي‌شوند و دفترها دستخوش غارت و آتش‌سوزي و قفل و مهر سربي مي‌شود.

تاكنون، نامه‌اي براي وزارت ارشاد و نامه‌اي براي كميسيون اصل نود مجلس شوراي اسلامي و بيانيه‌هايي براي مقامات ذي‌ربط فرستاده و منتشر كرده‌ايم كه همچنان بي‌پاسخ مانده‌اند.

قتل‌هاي موسوم به زنجيره‌اي كه دربرگيرنده‌ي شماري از نويسندگان و دو تن از اعضاي عزيز كانون نويسندگان، محمد مختاري و محمدجعفر پوينده، نيز بوده است، از يادها نخواهد رفت و سختگيري‌هاي اخير هم بعيد نيست كه مقدمه‌اي براي تجديد فجايع گذشته باشد.

بارها گفته‌ايم كه حزب سياسي نيستيم و جز وفاداري به منشور كانون كه خواستار دفاع از آزادي انديشه و بيان و مخالفت با سانسور است هدفي نداريم. به حكم همين هدف خواهان رفع توقيف از آقاي ناصر زرافشان و استقرار آرامش و امنيت نويسندگان و حفظ حريم مطبوعات هستيم. از جان خود باك نداريم،‌ اما از خواري قلم بيزاريم.

كانون نويسندگان ايران

 

بيانيه‌ي كانون نويسندگان ايران

به مناسبت بازداشت عليرضا جباري

 

رياست محترم قوه‌ي قضائيه!

به اين وسيله به اطلاع مي‌رساند كه آقاي عليرضا جباري،‌ مترجم باسابقه و عضو كانون نويسندگان ايران، روز شنبه 7/10/1381 در محل كارش توسط سه نفر لباس شخصي جلب و در پي تفتيش منزل به جاي نامعلومي منتقل شده است.

از آن‌جا كه خانواده‌ي آقاي جباري تا به امروز هيچ اطلاعي از وضعيت وي ندارد، كانون نويسندگان بي‌اندازه نگران سلامت ايشان است. از مقامات مربوطه مي‌خواهيم ضمن روشن كردن وضعيت او با اطلاع‌رساني صحيح و صريح و برخورد قانوني جامعه‌ي فرهنگي را هرچه زودتر از نگراني برهاند.

كانون نويسندگان ايران

10/10/1381

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

اطلاعيه‌ي كانون نويسندگان ايران

به مناسبت بازداشت محمد خليلي

 

در پي بازداشت و خلاصي عليرضا جباري و سپس احضار حسن اصغري به يكي از اماكن قضائي، با خبر شديم روز يك‌شنبه 4/12/81 محمد خليلي، شاعر و عضو قديمي كانون نويسندگان ايران، در منزل خود توقيف شد. از آن‌جا كه كانون نويسندگان ايران مدافع آزادي انديشه، بيان و قلم بوده و خواهان حفظ امنيت شغلي و اجتماعي اعضاي خود است، نسبت به دستگيري محمد خليلي ابراز نگراني مي‌كند و خواستار آزادي هرچه سريع‌تر اوست.

همان‌طور كه بارها گفته‌ايم ايجاد محدوديت‌ها و ادامه‌ي آنها بي‌حاصل است و ما را از پي‌گيري اهداف صنفي- فرهنگي خود بازنمي‌دارد.

 

كانون نويسندگان ايران

13/12/81

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

به سانسور و محاكمات فرهنگي پايان دهيد

 

در روزهاي اخير شاهد اعمال فشارهاي تازه‌اي بر عرصه‌ي فرهنگ و نشر بوده‌ايم. آقاي جعفر همايي (ناشر)، خانم مليحه مغازه‌اي (مترجم) و خانم سام‌گيس (روزنامه‌نگار) به جرم نشر مطالبي كه مجوز رسمي انتشار از وزارت ارشاد داشته است محاكمه و محكوم شده‌اند. كانون نويسندگان ايران اين قبيل برخوردها را محكوم مي‌كند و خواستار رفع اين تضييقات است.

به‌علاوه،‌ آنچه اسباب نگراني بيشتر اهل قلم را فراهم آورده است مخالفت با پيوستن به كنوانسيون منع شكنجه است. شكنجه بزرگ‌ترين عامل ايجاد ترس و وحشت است و بيش از هر عامل ديگري آزادي انديشه و بيان و قلم را به مخاطره مي‌افكند. ما نويسندگان پيوستن به اين كنوانسيون را كه ضامن حداقل حقوق انساني شهروندان و زمينه‌ساز آفرينش فرهنگي با امنيت‌خاطر بيشتر است خجسته مي‌شماريم و تصويب آن را از مقامات ذي‌ربط طلب مي‌كنيم.

 

كانون نويسندگان ايران

1/6/1382

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

اطلاعيه‌ي كانون نويسندگان ايران

درباره‌ي بازداشت بهزاد زرين‌پور

 

بهزاد زرين‌پور شاعر، روزنامه‌نگار و عضو كانون نويسندگان ايران قريب دو هفته است كه در بازداشت به سر مي‌ برد و خانواده‌اش از علت دستگيري و محل نگهداري او بي‌اطلاع‌اند.

كانون نويسندگان ايران ضمن ابراز نگراني از سرنوشت اين نويسنده از مسئولان ذي‌ربط اكيداً مي‌خواهد كه حقوق انساني و قانوني ايشان را رعايت كنند.

كانون ناگزير از تكرار اين واقعيت است كه زندان جاي نويسندگان نيست. مايه‌ي تأسف است كه انتشار بيانيه‌هاي پياپي در مورد اعمال فشار بر نويسندگان يا زنداني‌ شدن آنها دل‌مشغولي عمده‌ي اهل فرهنگ اين كشور شده است.

 

كانون نويسندگان ايران

1/7/82

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

اطلاعيه كانون نويسندگان ايران

درباره عدم تشكيل مجمع عمومي

 

در پي ممانعت از برگزاري مجمع عمومي كانون نويسندگان ايران در آذرماه سال 1381، كانون در دو نوبت با تعيين هيأت‌هايي به گفت‌وگو با مسئولان وزارت ارشاد اقدام كرد تا مجوز لازم براي تشكيل مجمع عمومي را كسب كند. به‌رغم وعده‌هاي مساعد مسئولان وزارت ارشاد، با تأسف، درنهايت، توفيقي حاصل نشد و هيئت دبيران به خواست اعضا و بنا به وظيفه خود تصميم گرفت مجمع عمومي را در تاريخ 7/12/1382 در يك منزل شخصي برگزار كند. اما مقامات امنيتي، صبح روز برگزاري انتخابات، با فراخواندن پنج تن از دبيران كانون از آنها خواستند كه از برگزاري مجمع خودداري كنند.

به استناد ماده 41 اساسنامه كانون، هيأت دبيران همچنان به وظايف خود ادامه خواهد داد.

 

هيأت دبيران كانون نويسندگان ايران

9/12/1382

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

اطلاعيه كانون نويسندگان ايران

درباره ناصر زرافشان و عليرضا جباري

 

رياست محترم قوه قضائيه

بنا به اظهار وكلاي مدافع آقاي دكتر ناصر زرافشان، حقوقدان،‌ نويسنده و عضو كانون نويسندگان ايران، نام برده طبق قانون عفو عمومي مي‌بايست در تاريخ 16/12/1382 از زندان آزاد مي‌شد. همكاران او در كانون، دوستان و خانواده زرافشان به تداوم حبس ايشان معترض بوده و اميدوارند كه موجبات آزادي ناصر زرافشان و همچنين عضو ديگر كانون نويسندگان ايران، آقاي عليرضا جباري هرچه زودتر فراهم شود.

 

كانون نويسندگان ايران

19/1/1383

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

اطلاعيه كانون نويسندگان ايران

هشدار درباره تهديد اهل قلم

 

در روزهاي اخير اعلاميه‌اي با امضاي «سپاه سربلند محمد» به بسياري از مطبوعات ارسال شده كه در آن شماري از نويسندگان، شاعران، مترجمان و پژوهشگران كشور و اعضاي كانون نويسندگان ايران به مرگ تهديد شده‌اند. در بيانيه مذكور اين اقدام تداوم «اعدام انقلابي دشمن زبون و فاسد در سال 1377» ذكر شده و نويسندگان نامبرده به كفر و فساد متهم شده‌اند.

كانون نويسندگان ايران به دليل تضييقات موجود، دوران بسيار دشواري را طي مي‌كند. از مقامات مسئول كشور مي‌خواهد كه اين قضيه را با جديت پيگيري كنند. قتل دو تن از اعضاي كانون نويسندگان، محمد مختاري و محمدجعفر پوينده، در پاييز سال 1377 هرگونه نگراني اهل قلم در اين زمينه را موجه مي‌سازد.

طرفه آنكه دو تن از اعضاي كانون نويسندگان ايران كه در حال حاضر در زندان به سر مي‌برند نيز از اين تهديد در امان نمانده‌اند.

 

كانون نويسندگان ايران

8/2/1383

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

هم‌ميهنان عزيز

 

به دنبال احضارها، دستگيري‌ها و زنداني كردن اعضاي كانون نويسندگان ايران و ممانعت‌ها از برگزاري جلسات سالانه مجمع عمومي كانون،‌ اخيراً آقاي محسن حكيمي،‌ مترجم توانا و عضو فعال كانون نويسندگان ايران كه به دعوت جمعي از دوستان و شهروندان شهر سقز به مناسبت روز جهاني كارگر براي ايراد سخنراني كوتاه و بي‌تشريفات به اين شهر رفته بود دستگير شده است. از آنجا كه ما اعضاي كانون نويسندگان ايران هميشه از آزادي انديشه و بيان و قلم دفاع كرده‌ايم و مي‌كنيم و از آنجا كه همدلي با كارگران و شهروندان محروم و دورافتاده ميهنمان را افتخاري بزرگ مي‌دانيم، به اين نوع اعمال ضد آزادي و بازدارنده حقوق انساني و شهروندي اعتراض داريم، آن را محكوم مي‌كنيم و خواهان آزادي بي‌قيد و شرط و هرچه سريع‌تر ايشان هستيم.

 

كانون نويسندگان ايران

17/2/1383

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

هشدار!

 

مردم آگاه و آزاده‌ي ايران

سال‌هاست كه كانون نويسندگان ايران، همچنان زير فشارهاي فزاينده،‌ به حيات فرهنگي خود ادامه مي‌دهد. روشن است كه در پي اين پايداري، هزينه‌هاي جبران‌ناپذيري نيز تحمل كرده است.

ربودن و كشتن نويسندگان و شاعران عضو كانون نويسندگان ايران، ممانعت از برگزاري مجمع عمومي، احضار تني چند از دبيران كانون، نبود امكان گردهمايي‌هاي فرهنگي از جمله برگزاري نكوداشت ياد احمد شاملو، شاعر نامدار و به زندان درافكندن دو تن از اعضاء كانون، ناصر زرافشان و عليرضا جباري خود گوشه‌اي از اين تهديدها و سخت‌گيري‌هاي آشكار است كه براي اين تشكل فرهنگي رقم زده‌اند.

يقيناً توقيف مطبوعات، فيلترگذاري سايت‌هاي اينترنتي و نبود امنيت اجتماعي به ويژه براي اهل قلم مستقل، رنجي افزون بر آلام ديگر اين جامعه به شمار مي‌رود. گفتني است كه بنا بر آخرين اخبار رسيده از زندان اوين،‌ ناصر زرافشان همراه عده‌اي ديگر از آزاديخواهان در بند، به جرم اعتصاب غذا و به انگيزه بيدارباش خاطره خونين هجدهم تير 1378، مورد هتاكي و حمله‌ي اوباش سازمان يافته در درون زندان قرار گرفتند. اگر چه توطئه عليه اين عزيزان، به ويژه ناصر زرافشان خنثي شد،‌ اما تهاجم به آزادي انديشه،‌ بيان و قلم همچنان ادامه دارد.

كانون نويسندگان ايران در چنين شرايطي همچنان در چهارچوب منشور خود و موازين مدني به مبارزه عليه سانسور و سركوب ادامه مي‌دهد و خطاب به مسئولان،‌ به ويژه قوه قضائيه يادآور مي‌شود كه مردم ايران و جهان نمي‌توانند نگران سرنوشت زندانيان آزادي‌خواه از جمله دو تن از اعضاء كانون نويسندگان ايران نباشند.

 

كانون نويسندگان ايران

6/5/1383

 

 

 

 

 

 

 

 

جايزه اول دانشگاه اسلو

 

در دهم سپتامبر 2003، داستان كوتاهي از علي‌اشرف درويشيان به نام «نان و نمك براي پر طاووس» از كتاب «درشتي» از ميان 125 داستان كوتاه از سراسر جهان از سوي كانون مترجمين نروژ و دانشگاه اسلو «بخش زبان‌شناسي» برگزيده و به زبان نروژي ترجمه شد.

اين داستان همراه سه داستان ديگر از سه نويسنده ويتنامي، صرب و كروات، در مجموعه‌اي به نام «چند صدا» به وسيله‌ي انتشارات معروف «تيدن Tidem» چاپ و منتشر شده است. مبلغ اين جايزه پانزده هزار كرون نروژ بوده است.

اخيراً نيز مجموعه‌اي مستقل از داستان‌هاي كوتاه علي‌اشرف درويشيان به زبان فنلاندي ترجمه شده است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

اطلاعيه كانون نويسندگان ايران

 

كميته‌ي بم كانون نويسندگان به محض اظهار آمادگي براي اجراي خدمات بازسازي شهر بم، به گردآوري وجوه اهدايي هموطنان داخل و خارج كشور در حساب جاري به شماره‌ي 23529238 نزد بانك تجارت شعبه شهيد باقري و حساب ارزي به شماره 1757587120 نزد بانك تجارت شعبه ميرداماد،‌ اقدام كرد و تاكنون جمعاً مبلغ 000/000/116 يكصد و شانزده ميليون تومان در اين دو حساب گرد آمده است. از اهداكنندگان سپاسگزاريم.

در تاريخ 31 بهمن آقاي اميرحسن چهل‌تن عضو كميته‌ي بم براي ديدار با گروهي از معماران به بم اعزام شدند و با معاون شهردار ملاقات كردند و نتيجه را گزارش كردند. در آن هنگام بم هنوز از سوگواري نياسوده بود. در 16 فروردين 83 كه اميد مي‌رفت ويرانه‌هاي بم تا حدي آماده‌ي پذيرش خدمات ساختماني شده باشد دو تن از اعضاي كميته‌ي بم: سيمين بهبهاني و علي‌اشرف درويشيان به اتفاق مهندس پرويز مختاري به بم رفتند و با آقاي دكتر عباس اسماعيلي رئيس شوراي شهر بم و آقاي علي باقري‌زاده شهردار بم ملاقات كردند و آقايان هر دو با كمال حسن نيت قول همه گونه مساعدت دادند.

در تاريخ 24 تير 83 مجدداً به همان آقايان مراجعه كرديم و طبق قرارداد يك هكتار زمين در مقابل هتل آزادي بم تحويل ما شد و از اين تاريخ به بعد آقاي مهندس پرويز مختاري نقشه و طرح مقدماتي ساختمان را تهيه كردند و به نظر اعضاي كميته بم رساندند و قول داده‌اند كه در تاريخ يكشنبه اول شهريور 83 به شهرداري بم مراجعه و پروانه‌ي ساختماني دريافت كنند و از تاريخ مذكور به بعد در اسرع وقت ممكن اقدام به امر ساختمان كنند.

امر ساختمان به موجب تصميم كميته بم به صورت پيمانكاري كامل به آقاي مهندس پرويز مختاري واگذار خواهد شد و اميد است كه تا فروردين  64 ساختمان دانشكده‌ي معماري شهر بم آماده بهره‌برداري و از طريق شوراي شهر بم تحويل وزارت علوم و آموزش عالي شود.

علي‌اشرف درويشيان- سيمين بهبهاني- اميرحسن چهل‌تن- حافظ موسوي

كميته بم

 

 

 

 

 

 

 

 

خبرهاي فرهنگي (جوايز)

 

1- جايزه صلح نوبل

مهرماه سال 1382، جايزه‌ي صلح نوبل به شيرين عبادي عضو فعال كانون نويسندگان ايران داده شد.

شيرين عبادي حقوق‌دان برجسته‌اي است كه به علت علاقه به رشته تحصيلي خود و كوشش و پشتكار فردي در جواني مدارج ترقي را در دادگستري طي كرد و به عنوان دادرس و قاضي برگزيده شد.

شيرين عبادي پس از انقلاب از شغل قضاوت بركنار شد. او با توجه به نياز جامعه به مباحث نظري و به سبب انرژي و شور و عدالت‌خواهي‌اي كه در خود سراغ داشت به تأليف مقالات و كتاب‌هاي گسترده‌اي پرداخت. برخي از كتاب‌هاي او در دانشگاه‌ها تدريس مي‌شد و برخي به انگليسي ترجمه و منتشر شد. اين حقوق‌دان برجسته در كنار فعاليت‌هاي پژوهشي و اجتماعي به عنوان وكيلي عدالتخواه در جامعه‌ حضوري فعال داشته است و پرونده‌هاي متعددي را به عهده داشته است. پرونده‌ي مجله‌ي گردون و صاحب امتياز آن عباس معروفي، نخستين پرونده‌ي مطبوعاتي بود كه شيرين عبادي وكالت آن را به عهده گرفت و از آن زمان به بعد وكالت بسياري از چهره‌هاي سياسي- مطبوعاتي و پرونده‌هاي ملي، نظير قتل‌هاي زنجيره‌اي را به عهده داشته است. شيرين عبادي وكالت پرونده‌هاي متعددي را درباره‌ي كودكان به عهده داشته است كه نشان‌دهنده‌ي حساسيت او نسبت به حقوق كودكان است.

شيرين عبادي از مؤسسان و فعالان چند سازمان و انجمن غيردولتي در ايران است، او به اتفاق چند تن از همفكران و همكارانش «انجمن حمايت از حقوق كودكان» و «انجمن مدافعان حقوق بشر» را تأسيس كرده است. شيرين عبادي به عنوان يك چهره‌ي فعال حقوق بشر، در عرصه‌هاي گسترده‌اي در جامعه حضور فعالي داشته است و دارد. او به خاطر فعاليت‌هايش در دفاع از حقوق بشر، جايزه‌ي بنياد حقوق بشر در نروژ را در سال 2001 ميلادي دريافت كرده بود.

شيرين عبادي كه اكنون چهره‌اي جهاني است و هنوز مهم‌ترين كار و وظيفه‌ي خود را كوشش در راه بهبود وضع حقوق بشر در همه‌ي ابعاد گسترده‌ي آن مي‌داند، از اعضاي فعال كانون نويسندگان ايران و عضو هيأت دبيران نخستين دوره‌ي كانون پس از تشكيل جمع مشورتي بوده است.

 

 

ساير جوايز براي اعضاي كانون نويسندگان ايران در سال‌هاي 82 و 83

1- شيوا ارسطويي به خاطر مجموعه داستان «آفتاب، مهتاب» جايزه‌ي بنياد گلشيري و جايزه‌ي يلدا را دريافت كرد.

2- فريبا وفي به خاطر رمان «پرنده‌ي من» جايزه‌ي بنياد گلشيري و جايزه‌ي يلدا را دريافت كرد و بنياد مهرگان و بنياد جايزه‌ي‌ اصفهان از اين كتاب تقدير كردند.

3- جايزه‌ي شعر نخستين دوره‌ي جايزه‌ي ادبي پروين اعتصامي به كتاب «روزها و نامه‌ها» از فرشته ساري تعلق گرفت.

4- جايزه‌ي داستان پروين اعتصامي به رمان «چنار دالبتي» از منصوره شريف‌زاده تعلق گرفت.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

به تاريخ هيجدهمِ شهريورماه 1375

منشورِ كانونِ نويسندگانِ ايران

 

كانونِ نويسندگانِ ايران با توجه به روح عموميِ بيانيه‌يِ اولِ كانون (اردي‌بهشتِ 47) و «موضعِ كانونِ نويسندگانِ ايران» (مصوبِ فروردينِ 58) و با استناد به «متنِ 134" نويسنده"» (مهرماهِ 1373) اصول و مواضعِ زير را اعلام مي‌كند:

 

1- آزاديِ انديشه و بيان و نشر در همه‌يِ عرصه‌هايِ حياتِ فردي و اجتماعي بي‌هيچ حصر و استثنا حقِ همگان است. اين حق در انحصارِ هيچ فرد، گروه يا نهادي نيست و هيچ‌كس را نمي‌توان از آن محروم كرد.

 

2- كانونِ نويسندگانِ ايران با هرگونه سانسورِ انديشه و بيان مخالف است و خواستارِ امحايِ همه‌يِ شيوه‌هايي است كه، به صورتِ رسمي يا غيررسمي، مانعِ نشر و چاپ و پخشِ آرا و آثار مي‌شوند.

 

3- كانون رشد و شكوفاييِ زبان‌هايِ متنوعِ كشور را از اركانِ اعتلايِ فرهنگي و پيوند و تفاهمِ مردمِ ايران مي‌داند و با هرگونه تبعيض و حذف در عرصه‌يِ چاپ و نشر و پخشِ آثار به همه‌يِ زبان‌هايِ موجود مخالف است.

 

4- كانون با تك‌صدايي بودنِ رسانه‌هايِ ديداري، شنيداري و رايانه‌يي مخالف است و خواهانِ چندصدايي شدنِ رسانه‌ها در عرصه‌هايِ فرهنگي است.

 

5- حقِ طبيعي و انساني و مدنيِ نويسنده است كه آثارش بي هيچ مانعي به دستِ مخاطبان برسد. بديهي است نقد آزادانه حقِ همگان است.

 

6- پاسخِ كلام با كلام است، اما در صورتِ طرحِ هرگونه دعوايي در موردِ آثار، ارايه‌يِ نظرِ كارشناسي در صحتِ ادعا از وظايفِ كانونِ نويسندگانِ ايران است.

 

7- كانون از حقوقِ مادي و معنوي، حيثيتِ اجتماعي و امنيتِ جاني، حرفه‌يي، شغليِ نويسندگانِ ايران دفاع مي‌كند.

 

8- كانونِ نويسندگانِ ايران مستقل است و به هيچ نهادي (جمعيت، انجمن، حزب، سازمان و ...) دولتي يا غيردولتي، وابسته نيست.

 

9- هم‌كاريِ نويسندگان در كانون با حفظِ استقلالِ فرديِ آنان بر اساس اهداف اين منشور است.

 

10- كانونِ نويسندگانِ ايران با اشخاص و نهادهايي كه هم‌كاري با آنها با اصول و مواضعِ كانون مغاير نباشد در زمينه‌يِ حقوق، اهداف و آرمان‌هايِ مندرج در اين منشور هم‌كاري مي‌كند.